تبليغاتX
وایسا دنیا من میخوام پیاده شم...
شعرهای عاشقانه وعکسهای زیبا...
 از علی آموز اخلاص عمل....
از علی آموز اخلاص عمل

  

علي بهر نبي آرام جان است

                                  علي شاهنشه هفت آسمان است

هر آنكس عاشق او شد بداند

                                      كه نامش تا قيامت جاودان است

سخاوت هم شجاعت هم عدالت

                                           صفات اين امام مهربان است

هر آنكس در دلش مهر علي است

                                     شفيعش مهدي صاحب زمان است

همي دانم كه در اسماء عالم

                                              علي زيباترين نام جهان است

 

|+| نوشته شده توسط مریم در شنبه بیست و هشتم خرداد 1390  |
 خداوندا

خدایا کفر نمی‌گویم،
پریشانم،
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟
مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی
خداوندا
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای ‌تکه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟
خداوندا
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف‌تر
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
و اعصابت برای‌ سکه‌ای
‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟
خداوندا
اگر روزی‌ بشر گردی‌
زحال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت،
از این بودن، از این بدعت
خداوندا تو مسئولی
خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است
و از احساس سرشار است ...

|+| نوشته شده توسط مریم در جمعه بیستم خرداد 1390  |
 مادر خوبم، روزت مبارك

                                            

مادر ای لطیف ترین گل بوستان هستی
تو شگفتی خلقتی
تو لبریز عظمتی
تو را دوست دارم و می ستایمت!
دست بر دعا بر می دارم و از خدای یگانه برایت برکت,رحمت و عزت می طلبم.

 

روز مادر مبارک

مادر ای معنی ایثار تو گل باغ خدایی
توی روزگار غربت با غم دل آشنایی
مینویسم ازسرخط مادر ای معنی بودن
مینویسم تا همیشه توئی لایق ستودن

|+| نوشته شده توسط مریم در سه شنبه سوم خرداد 1390  |
 تا اطلاع ثانوی

تا اطلاع ثانوی  عاشقی تعطیلــــــــــــــه دیگه 

 

 

تا اطلاع ثانوی نه حرف دارم نه حنجره

 

 

عشقمو زندون میکنم پشت هزار تا پنجره

 

 

نگاهمو پس می گیرم یه مشت به دیوار می زنم 

 

 

جمله دوستت دارم رو کنج دلم دار می زنم 

 

 

تا اطلاع ثانوی عشقتو بی خیال می شم

 

 

گوشه ای تنها می شینم همدم ماه و سال می شم

 

 

تا اطلاع ثانوی نه من دیگه نه تو دیگه

 

 

تا اطلاع ثانوی برو دیگه بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرو دیگه.....

|+| نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389  |
 دیگه طاقت ندارم.......
    MARYAM. 

می دونم سرت شلوغه نگو نه دیگه عشق تو دروغ نگو نه

 

می دونم ستاره های عشق تو دیگه سرد و بی فروغ نگو نه

 

من از تو چشمات اینو خوب می خونم تو دلت یه چند روزی رو بمونم

 

اگه گنج قارون رو بهت بدم دست من نمک نداره می دونم

 

می دونم دوسم نداری نگو نه یه عشق دیگه ای داری نگو نه

 

می دونم روزی از همین روزا میری و تنهام می ذاری نگو نه

 

با غریبه ها نشستی نگو نه صد دفعه توبه شکستی نگو نه

 

با دل و عاشق بی قرار من عهد عاشقی نبستی نگو نه

 

نگو درس عاشقی نمی دونی تو که قصه عشق منو خوب میدونی نگو نه

 

تو شبها چند تا ستاره بشمارم یه ذره این دل رو قابل بدونی

 

می دونم دوسم نداری نگو نه یه عشق دیگه ای داری نگو نه

 

می دونم روزی از همین روزا میری و تنهام می ذاری نگو نه

 MARYAM

 

                                                  (مریم)

                                          
|+| نوشته شده توسط مریم در دوشنبه یازدهم بهمن 1389  |
 كاشكي
كاشكي.....
كاشكي مي شد پيش كسي سفره ي دل را وا كنم....

كاشكي مي شد يكي باشه اونا رفيق صدا كنم....

تو آسمون يك دلي ستاره اي نمي دمه ....

بازار بي مهري شلوغ اما وفا خيلي كمه...

دلم از غريب و آشنا پره .... هر چه مي بينم همه تظاهره

در غم بي همزباني كارم از گريه گذشته ....

خنده با روي لبانم سالهاست بي گانه گشته
|+| نوشته شده توسط مریم در شنبه یازدهم دی 1389  |
 حرفهای دلم

با سلام خدمت دوستان عزیزم آپ امروزم شاید براتون کمی

 

غیر منتظره باشه ولی خواستم براتون این شعر رو بگم تا

 

شاید تونسته باشم خیلی از دوستان خوبم رو از خواب غفلتی

 

در آنیم بیدار کنم و بهشون بگم دوستان من روز قیامتی هم

 

هست خدائی هم هست آتشی هم هست و هیچ کدوم از

 

کارهائی که ما میکنیم بدون جواب نمیمونه قصدم موعضه نیست

 

و نمی خوام حرفای تکراری بزنم و یا با حرفهام اعصابتونو خراب کنم

 

ولی توی این چند روزه  یه اتفاقهائی برام افتاده که دلم نیومد این

 

شعر رو نگم  بدونید که تهمت زدن و قسم ناحق خوردن دروغ گفتن

 

به کسی که خالصانه و از ته دل عاشقتونه نه تنها دل اون بلکه

 

دل خدا رو هم بدرد میاره پس سعی کنید اگه کسی رو دوست

 

ندارید و یا قصد بازی دادن احساسی رو دارید به فکر قیامت هم باشید .

 

 

دروغ * خیانت * تهمت

 

ممنوع

 

خواب دیدم خواب اینکه مرده ام

 

خواب دیدم خسته و افسرده ام

 

روی من خروارها از خاک بود

 

وای قبرمن چه وحشتناک بود

 

تا میان گور رفتم دل گرفت

 

قبر کن سنگ لحد را گل گرفت

 

بالش زیرسرم از سنگ بود

 

غرق وحشت سوت وکوروتنگ بود

 

ناله می کردم ولیکن بی جواب

 

تشنه بودم تشنه یک جرعه آب

 

خسته بودم هیچکس یارم نشد

 

زان میان یک تن خریدارم نشد

 

هرکه آمد پیش حرفی زد و رفت

 

سوره حمدی برایم خواند و رفت

 

نه شفیقی نه رفیقی نه کسی

 

ترس بودووحشت ودلواپسی

 

آمدنداز راه نزدم دو ملک

 

تیره شددر پیش چشمانم فلک

 

یک ملک گفتا بگو نام تو چیست؟

 

آن یکی فریاد زد رب تو کیست؟

 

ای گنه کار سیه دل دل بسته بر

 

نام اربابان خود یک یک ببر

 

در میان عمرخودکن جستجو

 

کارهای نیک و زشتت رابگو

 

گفتا عمر خودت کردی تباه

 

نامه اعمال تو گشته سیاه

 

ما که مأموران حق داوریم

 

اکنون توراسوی جهنم می بریم

 

دیگر آنجا عذرخواهی دیر بود

 

دست و پایم بسته در زنجیر بود

 

ناامید ازهرکجا و دلفکار

 

می کشیدندم به خفت سوی نار

 

ناگهان الطاف حق آغاز شد

 

از جنان درهای رحمت باز شد

 

مردی آمد از تبارآسمان

 

نور پیشانیش فوق کهکشان

 

چشمهایش زندگانی می سرود

 

درد را از قلب آدم می زدود

 

گیسوانش شط پر جوش و خروش

 

دررکابش قدسیان حلقه به گوش

 

صورتش خورشید بودوغرق نور

 

جام چشمانش پر ازطرب و طهور

 

لب که نه سرچشمه آب حیات

 

بین دستش کائنات وممکنات

 

خاک پایش حسرت عرش برین

 

طره ای ازگیسویش حبل المتین

 

برسرش دستارسبزی بسته بود

 

به دلم مهرش عجیب بنشسته بود

 

درقدوم آن نگار مه جبین

 

ازجلال حضرت عشق آفرین

 

دوملک سررا به زیر انداختن

 

بال خود را فرش راهش ساختند

 

غرق حیرت داشتند این زمزمه

 

آمده اینجا حسین فاطمه

 

صاحب روز قیامت آمده

 

گوییا بهر شفاعت آمده

 

سوی من آمد مرا شرمنده کرد

 

مهربانانه به رویم خنده کرد

 

گفت آزادش کنید این بنده را

 

خانه آبادش کنید این بنده را

 

اینکه اینجا این چنین تنها شده

 

کام او با تربت من وا شده

 

مادرش او را به عشقم زاده است

 

گریه کرده بعد شیرش داده است

 

بارها بر من محبت کرده است

 

سینه اش راوقف هیئت کرده است

 

دیگران غرق خوشی و هلهله

 

دیدیم او را غرق شورو هروله

 

با ادب درمجلس ما می نشست

 

او به عشق من سر خود را شکست

 

سینه چاک آل زهرا بوده است

 

چائی ریز مجلس ما بوده است

 

خویش رادر سوزعشقم آب کرد

 

عکس من را بر دل خود قاب کرد

 

اسم من رازونیازش بوده است

 

خاک من مهر نمازش بوده است

 

پرچم من رابه دوشش می کشید

 

پا برهنه در عزایم می دوید

 

اقتدا به خواهرم زینت نمود

 

گاه می شد صورتش بهرم کبود

 

بارها لعن امیه کرده است

 

خویش رانذر رقیه کرده است

 

تا که دنیا بوده از من دم زده

 

اوغذای روضه ام راهم زده

 

حرمت من رابه دنیا پاس داشت

 

ارتباطی تنگ با عباس داشت

 

نذرعباسم به تن کرده کفن

 

او علمدار ابوالفضل من است

 

علامت را بهر عباس میکشد

 

روز تاسوعا شده سقای من

 

گریه کرده چون برای اکبرم

 

با خود او را نزد زهرامی برم

 

هرچه باشد او برایم بنده است

 

او بسوزد صاحبش شرمنده است

 

در قیامت عطروبویش می دهم

 

پیش مردم آبرویش می دهم

 

پس دوستای خوبم  بدونید کسی که خودش واعمالش رو وقف

 

ابوالفضل میکنه نمیتونه دروغ بگه چون میدونه اون دنیا چه خبره. 

 

خدایا ، ازاین که همیشه به یادمون هستی از تو سپاسگذارم 

 
 
خدایا ، با این که بعضی از ما در جادهای زندگی قدمهایمان را سست برداشتیم
 
 
 
اما  ، تو با اشاره ای باز از خواب غفلت بیدارمان کردی، ازت ممنونم
 
 
 
خدایا ، از این که هرگز بندگانت را فراموش نمی کنی
 
 
 
چه در سختی ها و چه در شادی ها به خود میبالم
 
 
 
می بالم که خدایی چون تو دارم ...
  
 
 
 خدایا ممنونم از اینکه کمکمان کردی و درهای رحمتت را بر ما گشودی
 
 
 
 هرگاه دلتنگ بودیم ، ما را صدا زدی و به ما فهماندی
 
 
 
که تنها فریاد رس دل نا امیدان تو هستی
  
 
 
  خدایا همیشه در مسیر زندگی یار و یاورمان باش
 
 
 
خودت میدانی که به تو رسیدن چه سخت و از تو دور شدن چه آسان است
 
 
 
پس ای بزرگ از تو ملتمسانه خواهش می کنم
 
 
 
همیشه و همه وقت مواظب همه ی بندگانت باش
 
 
 
ممنونم

 

((( صلوات بر اباعبدالله و ابالفضل العباس وصاحب الزمان )))

|+| نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389  |
 سبکبال

 

 

گرچه آسایش ندارم از کسی خواهش ندارم

 

موج دریای وجودم یکدم آرامش ندارم

 

سیلم و ویران نسازم برقم و خرمن نسوزم

 

ماهم و در پشت ابرم مهرم و تابش ندارم

 

چون زنم چنگی بدلها ! منکه با سردی بنالم

 

چون نهم پائی ببزمی ! منکه آلایش ندارم

 

بامن ازهستی چه گوئی؟ ره دراین حکمت نبردم

 

کودکی هستم که شوق مکتب و دانش ندارم

 

با توای رنگ و ریا بین من ره خلوت نپویم

 

با تو ای دنیا بزرجو من سر سازش ندارم

 

گر سیه بختم چو شمعی گریه ام هرگز نبینی

 

گر سبکبالم  چو کاهی کوهم و کاهش ندارم

 

روزگارا هر چه خواهی نامرادی را فزون کن

 

منکه بر این دست هستی چشم آسایش ندارم

|+| نوشته شده توسط مریم در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387  |
 نه ستارست نه فرشته....

اوني كه مي خوام من نه ستارست نه فرشته 


آخه من ديگه مي دونم دور اين حرفا گذشته


 مثل شيرين و نمي خوام كه دروغ باشه تو كارش


 عشق فرهاد و ببينه ولي خسرو بشه يارش


مثل ليلا رو نمي خوام واسه مجنون  بکنه ناز


 بياره بشكنه چينيش  اما آخرش تنهاش بزاره!!


 عشق و رو هوس نمي خوام كه فقط يه لحظه باشه


 از پي عشق زليخا پشت يوسف پاره باشه


نمي خوام از پشت ابرا يه فرشته باشه يارم


كه اگه يه وقت بخوامش نتونه بياد سراغم


مثل حوا رو نمي خوام كه تو عشقش حيله باشه


 كه آدم با خوردن سيب از خدا شرمنده باشه


نمي خوام كه همدم من توي عشقش كم بياره


من براش ديوونه باشم اون بگه دوسم نداره


اوني كه مي خوام من نه ستارست نه فرشته


يكي هست مثل خود من ولي اون آخر عشقه!!!!

|+| نوشته شده توسط مریم در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387  |
 یا حسین...
بسم رب الحسین (ع)

السلام علیک  یا اباعبد الله وعلی الارواح  التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا

مابقیت وبقی اللیل والنهار ولاجعله  الله اخر العهد منی لزیارتکم  السلام علی الحسین(ع)

وعلی علی بن الحسین(ع) وعلی اولاد الحسین (ع) وعلی اصحاب الحسین(ع) وعلی

عباس اخیک الحسین(ع)............

بسم رب الحسین (ع)

من که عمریست به کلبی درت می نازمدرپی چشم خمارت سروجان

می بازمارزوی دلم این است که بیدارشومازهمه اهل جهان

غیرتوبیزارشومرسم سگهاست که درنیمه شب پارس کنندباب

مستی است که بادلبر خودباز کنندمن به دین رسم که شبها به درت

پارس کنمسگ کوی توام وبردرتوپارس کنماستخوانی ده تاسگ

درت رام شودسارق بزم غمو میکده ناکام شودمن زدست تو فقط

جیره شب می گیرماستخوانم ندهی نیمه شب می میرمنوکرزینبمو

عبدولی ازادممن اباالفضلی ام واهل حسین ابادمبارهاگفته موتا

ابدمی گویمیاحسین ازحرمت بوی خدامی جویم

ای که حاجت زحسین (ع) می طلبی دقت کن

پرچم شاه به سوی حرم عباس(ع) است .....

مادرسرخودعشق توداریم عباس (ع)

جان رابه ره تومی سپاریم عباس (ع)

هرگاه دری به روی مابسته بود

روبه درگه تو اوریم عباس (ع)

((( صلوات بر اباعبدالله و ابالفضل العباس وصاحب الزمان )))

|+| نوشته شده توسط مریم در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386  |
 
 
بالا